أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

13

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

وى در وعظ و خطابه از مشاهير زمان خويش بوده و جاىجاى در تأليف خود از اين موضوع سخن بميان آورده است من جمله در شرح‌حال سيد تاج الدين جعفر مينويسد و بسيار بود كه مشرف ميشدم بدست‌بوس و مصافحه و مشتاق ميگشتم به نيل فضيلتهاى وى و جمعه‌ها با وى نماز ميگزاردم و در مجالس از بهر وى خطبه‌ها ميخواندم و در مجالس وعظ و نصيحت من مىنشست و بر ترتيب كلام من متوجه بود و اول بزرگى كه در مجلس من حاضر شد در روزى كه مجلس از براى من ساختند او بود و در آن روز شعرى كه جد او فرموده بود بتمثيل آوردم . . . . درباره شرح‌حال پدر وى يعنى معين الدين ابو القاسم جنيد بن محمود بن محمد بن عمرى شيرازى دانشمند فقيد مرحوم استاد سعيد نفيسى در مقدمه ديوان قصائد و غزليات وى بطور تفصيل سخن رانده است . دريغ آمدم از آن صرفنظر كرده مقدمه خويش را بدان نيارايم بدينجهت با حذف قسمتهائى كه چندان بكتاب حاضر مربوط نبود آن تحقيقات ممتع و وسيع را آورده و مقدمه را به آن پايان بخشيدم خداى تعالى روح آن مرد بزرگ را با ارواح طيبين محشور دارد . حاج خليفه در كشف الظنون در كلمه شد الازار مىنويسد « شد الازار المعروف بهزار مزار لمعين الدين ابى القاسم جنيد - العمرى الشيرازى استمد منه صاحب دستور الزائرين » فرصت شيرازى در كتاب آثار عجم در فصل بقاع و مزارات شيراز مى - نويسد « مزار شيخ جنيد در صحن مسجد حاجى باقر در محله سر دزك كه مرقوم شد در زاويه‌اى واقعست و حمامى نزديك آن مسجدست كه آن هم حمام شيخ جنيدست و عوام الناس شيخ جونى گويند . مخفى نماناد كه سه شيخ جنيد بوده : يكى بغداديست كه شرح احوالش در اوايل كتاب مسطور آمد و مدفن او در بغدادست . يكى ديگر شيخ جنيد بن فضل الله ملقب بصدر الدينست كه شيخ - الاسلام بوده و مرشد انام ، مدتى در خلوت نشسته بوده ، چندى به زيارت مكهء معظمه و ببلاد شام مسافرت نموده و بشيراز مراجعت كرده و تصانيف زياد دارد از جمله كتابى در شرح احاديث نبوى و كتاب ذيل المعارف فى ترجمة العوارف و وفاتش در سنهء هفتصد